جمعه 22 خرداد 1405 - Fri 12 Jun 2026
  • دشمن دست از پا خطا کند سیلی محکمی می‌خورد

  • مجلس ترحیم آیت‌الله فیاض از طرف رهبر انقلاب در قم

  • چرا دارایی‌های ماسک در منطقه، هدف نظامی برای ایران است؟

  • الگوی ترامپ و روایت واقعیت از پس یک جنگ روانی

  • نجات ۳۹ مهاجر از یک تریلی آتش گرفته در تگزاس / فیلم

  • نفوذ حنظله به سامانه‌های پهپادی FBI

  • واکنش حزب الله به توافق احتمالی ایران و آمریکا

  • بومی‌سازی کلیشه‌های غربی؛ از دوگانه‌های ساده‌انگارانه تا تقلیل تاریخ + عکس

  • شروع سوخت‌گیری با کارت بانکی از ماه آینده

  • عارف: روند رشد قدرت ایران متوقف‌شدنی نیست

  • نصیحت جالب جولانی به سران بیروت

  • صدور حکم ۳۰ سال حبس برای یک رئیس جمهور

  • جزئیات جدید از پیش‌نویس تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای ایران و آمریکا

  • افزایش حقوق بازنشستگان در خرداد اعمال می‌شود؟

  • ساعت ترامپ روی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خوابیده

  • اصفهان؛ شهر مردانی که تاریخ تشیع را روایت کردند + عکس

  • آتش‌زدن پرچم اسرائیل در افتتاحیه جام جهانی / فیلم

  • اروپای سرگردان در بحران مشروعیت؛ افول یک بازیگر غربی

  • تمامیت و امنیت ملی ایران موضوع معامله تبلیغاتی نیست

  • مکزیکی‌ها برنده دیدار افتتاحیه جام جهانی ۲۰۲۶

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 104996
    تاریخ انتشار: 12/شهريور/1397 - 09:58
    توسط ماموران پلیس :

    انهدام خانه فساد /با دستگیری خاله شهین

    ماموران پلیس پس از پیدا کردن خانه فساد شهین، همه افراد خانه را دستگیر کردند.

    انهدام خانه فساد /با دستگیری خاله شهین

     نفیسه، ۲۰ساله پس از حضور در مقابل بازپرس پرونده گفت: دوران راهنمایی بودم که با پسری به نام کامران. آن روزها در اوج هیجانات دوران نوجوانی قرار داشتم و تنها به ازدواج با کامران می اندیشیدم. او چنان با حرف های عاشقانه و احساسی اش مرا تحت تاثیر قرار داده بود که به دور از چشمان اعضای خانواده ام با او در مکان های مختلف قرار می گذاشتم تا این که در یکی از همین دیدارهای شیطانی در ویلای لواسان کار را یکسره کرد و ناموسم را از من گرفت.

    وی ادامه داد: من که دیگر آبرو و اعتباری نزد خانواده ام نداشتم مجبور شدم تا با مردی مسن ازدواج کنم، اما اختلاف سنی بیش از حد ما موجب شده بود تا هیچ وقت خواسته های یکدیگر را درک نکنیم او اصلا حوصله ابراز محبت های مرا نداشت و نمی توانستیم حتی برای چند دقیقه با هم گفت وگو کنیم این گونه بود که من دوباره به دوستی های خیابانی روی آوردم و سعی می کردم اوقاتم را با دختران و پسران هم سن و سال خودم سپری کنم.

    نفیسه بیان کرد: در همین روزها با زنی به نام شهین آشنا شدم که همه او را به نام خاله شهین میشاختند او وقتی ماجرای زندگی ام را فهمید مرا به سوی گرداب فساد کشاند او ابتدا به بهانه این که باید کمی لاغرتر شوم مرا تشویق به مصرف شیشه کرد و از آن روز به بعد برای تهیه مواد، مجبور شدم با پسران مختلف ارتباط برقرار کنم. آن ها از عینک آفتابی تا انواع لوازم آرایشی را برایم فراهم می کردند.

    وی بیان کرد: در خانه خاله شهین مرا صیغه مردان و پسران مختافی می کردند و برای یک ساعت در اختیار هر کدام از آن ها قرار می گرفتم. روی بازگشت نزد خانواده ام را نداشتم اگرچه آن ها هم مرا طرد کرده بودند وبه خاطر آبروی خودشان در را به رویم باز نمی کردند.

    این دختر ادامه داد: در همین روزها بود که ماموران پلیس وارد خانه فساد شدند و همه ما را دستگیر کردند.

    بازپرس در ادامه دستور بازداشت موقت این دختر را صادر کرد.

    منبع : رکنا

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما